20200706_202927
ارسال شده توسط: هومن رازجو دسته بندی : مطالب کاربران

بخشی از فصل پایانی کتاب فراتر از بسکتبال (فرجام)

سالهاست که من از مثال مشت برای توصیف گرد آمدن پنج کلمه برای کمک به ایجاد یک کار تیمی استفاده می‌کنم. مشت، تیم شدنِ کلمات و مفاهیم به منظور شکل دادن یه یک پیکره واحدِ قدرتمند است.

مشت شامل پنج انگشت است که در یک شکل محکم قرار گرفته‌اند، و بسیار موثرتر و قدرتمندتر از پنج انگشت باز و تنها خواهد بود.
در بسکتبال، پنج نفر در زمین برای دستیابی به موفقیت باید مانند یک مشت عمل کنند نه به صورت بازیکنانی مستقل.
هر انگشت جداگانه که مشت را تشکیل می‌دهد، نمادی از کیفیتی است که یک تیم را عالی می‌کند. در تیم من، ما بر پنج کلمه تأکید داریم که در این کتاب نیز آمده است: ارتباط، اعتماد، مسئولیت جمعی، مراقبت و افتخار. 
اعتقاد دارم که هر کدام از این کلمه‌ها به تنهایی مهم هستند. اما اگر کنار هم قرار بگیرند شکست دادن آنها واقعأ سخت خواهد شد. در واقعیت، این پنج انگشت می‌توانند حاوی هر پنج کلمه‌ای باشند که مناسب تیم، تجارت یا خانواده شما…
وقتی مشت را آموزش می‌دهم، هدفم این است که پنج بازیکن برای یک هدف بازی کنند. پیش از بازی و قبل از تمرین ما نمی‌گوییم “دفاع” یا “برنده”. در عوض به صورت هماهنگ فریاد می‌زنیم “باهم”. و اینگونه هم بازی می‌کنیم. 
مشت، نماد دستاوردهای جمعی ما می‌باشد. به جای زدن به کف دست یا پشت همدیگر، بچه‌های تیم مشت هایشان را به هم می‌زنند. وقتی مشتم را به آنها نشان می‌دهم و آنها نیز به من، به یکدیگر پنج کلمه‌ای که ما را دور هم جمع کرده واجازه قویتر شدن به ما داده است را یادآوری می‌کنیم
منبع: بخشی از فصل پایانی (فرجام) از کتاب فرا تر از بسکتبال نوشته مایک شیشفسکی و جیمی اسپاتولا به ترجمه ی دکتر محمد حسین انصاری، ناشر کتابراه

اشتراک گذاری پست