ارسال شده توسط: شهریار مقدمی دسته بندی : آموزشی, اصول مربیگری

۶ اشتباهی که ممکن است مربیان تازه‌کار مرتکب شوند

بی‌شک وقتی یک مربی فعالیت خود را شروع می‌کند مرتکب اشتباهاتی خواهد شد که با درس گرفتن از آن‌ها و پیدا کردن راه‌های درست و بهتر، سطح و کیفیت مربیگری خود را افزایش می‌دهد.
در این مطلب مربی مک ۶ اشتباهی که خود در دوران آغاز مربیگریش در جوانی مرتکب شده را عنوان کرده است. این اشتباهات می‌تواند از سوی مربیان تازه‌کار دیگر هم رخ دهد و هدف از انتشار این مطلب جلوگیری از بروز آن‌ها است تا افراد پیش از اینکه این اشتباهات را تجربه کنند،‌ بدانند که چگونه مسیر خود را انتخاب کنند و زودتر به موفقیت و سطح بالاتری از مربیگری دست پیدا کنند.
در ادامه مربی مک مطالبی را عنوان می‌کند که براساس تجربه خود است و از زبان و قلم این مربی نوشته شده است.

 

۱- ارزیابی توانایی‌های خود براساس مشاهده نتایج
به یاد دارم بعد از هر شکست از خودم می‌پرسیدم که کجا دچار اشتباه شدم؟ سایر مربیان چه کارهایی انجام می‌دهند که من قادر به انجام آن‌ها نیستم؟ بعد از گذشت زمان و با افزایش دانش مربیگریم متوجه شدم که چقدر احمقانه است توانایی‌های مربیگری خودم را با نتایج تیم بسنجم.
دو دلیل اصلی برای چنین باوری وجود دارد:
الف) در بسکتبال پایه با توجه به شرایط حاکم در این سطح، بیشتر اوقات تیم‌هایی که دارای بازیکنان مستعد با مهارت‌های بالا هستند پیروز خواهند شد.
مربیان در مدت‌زمان کوتاهی نمی‌توانند تغییر مدنظرشان را بر بازیکنان و تیم ایجاد کنند.
برخی مربیان ممکن است بر این باور باشند که با توجه به اینکه مربی موجب افزایش توانایی و مهارت بازیکنان می‌شود، پس نتیجه تیم نشان‌دهنده توانایی مربیگری است.
برای این دسته از مربیان می‌گویم: سطح فعلی مهارت بازیکنان شما بیشتر از همه به تمامی مربیانی که در پیش از شروع مسابقات و فصل قبل بر روی بازیکن کار کرده‌اند برمی‌گردد.
به یاد داشته باشید این بی‌انصاف در حق خودتان است که توانایی مربیگری‌تان را بر اساس نتایج تیمی بسنجید که با بازیکنان آن تنها چند ماه آن هم در قالب تیم کار کرده‌اید.
من عاشق این نقل قول از جف ون‌گاندی هستم:
عظمت شما به عنوان مربی با عظمت بازیکنان شما ارتباطی ندارد. هر فردی فکر دیگری در این رابطه می‌کند به معنای آن است که مربیگری را نمی‌فهمد – جف ون‌گاندی

 

ب) برخی مربیان از تاکتیک‌هایی در مسابقات پایه استفاده می‌کنند که به تیم‌شان اجازه می‌دهد تا در بازی‌ها به پیروزی برسند، اما این مانع بازیکنان آن‌ها برای آینده است.
اجرای دفاع Zone یا تشویق بهترین بازیکن‌تان به تک‌روی و پاس ندادن به سایر بازیکنان قطعا می‌تواند به پیروزی تیم شما کمک کند؛ اما برای پیشرفت تیم در آینده کار زیادی نخواهد کرد.
آیا اجرای دفاع Zone در بازی‌های رده زیر ۱۰ سال که موجب پیروزی تیم شما در تمامی بازی‌ها خواهد شد بهتر از اجرای دفاع یارگیری در تمامی بازی‌ها خواهد بود؟ برای من قطعا اینطور نیست.
نکته اساسی: ارقام موجود در ستون برد و باخت‌ها منعکس کننده توانایی‌های شما در مربیگری بسکتبال نیست.

 

۲- عدم ساخت بازیکنان خارج از موقعیت (Positionless Players)
بارها و بارها در طول فصل اول خود مربیگری خود اشتباه کردم و بازیکنان را از نظر ساختار بدنی به بزرگ و کوچک تقسیم کردم.
من در طول تمرین بازیکنان بزرگ را به انتهای زمین میفرستادم تا در زیر حلقه به کارهای Post بپردازند و و بازیکنان کوچک را سمت دیگر زمین می‌بردم و بر روی مهارت‌های دریبلینگ آن‌ها کار می‌کردم.
من اکنون اعتقاد دارم که نباید این نوع تقسیم بندی در بسکتبال پایه صورت بگیرد.
تمامی بازیکنان باید بر روی مهارت دریبلینگ تمرین کنند. تمامی بازیکنان باید بر روی مهارت پشت به حلقه و موقعیت Post کار کنند. هرگز بچه‌ها را از نظر موقعیت جدا نکنید.
به عنوان یک مربی بسکتبال پایه، ما باید بازیکنان را برای بازی در تمامی موقعیت‌ها آماده کنیم؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌داند در آینده هر کدام از بچه‌ها چه شرایطی خواهند داشت و باید برای هر موقعیتی آماده باشند.
یک نمونه بارز از اینکه چرا ما باید بازیکنان را از پایه برای بازی در همه موقعیت‌ها آماده کنیم، سوپر استار لیگ NBA، آنتونی دیویس است. دیویس در حال حاضر غالباً یک بازیکن پست محسوب می‌شود. دیویس در دوران جوانی یک بازیکن گارد بوده است و در سال دوران دبیرستان با رشد ناگهانی قد روبرو شد. دیویس در سال اول دبیرستان ۱۸۳ سانتی‌متر بود، سپس در طی سه سال به ۲۰۳ سانتی‌متر رسید و در نهایت قد او اکنون ۲۱۰ سانتی‌متر است. (منبع این ادعا)
این رشد باورنکردنی قد برای دیویس به این معنا بود که او بازیکنی با مهارت‌های گارد و ابعاد سنتر خواهد شد. اتفاقی که در حال حاضر شاهد آن هستیم.
نکته اساسی: بازیکنان را برای تمامی موقعیت‌ها و پوزیشن‌ها آماده کنید؛ شما هرگز نمی‌توانید پوزیشن آینده بازیکنان را از رده پایه مشخص کنید.

 

۳- استفاده از دفاع تمام زمین (Full-Court Press) در رده نادرست
یکی از اشتباهاتی که بیشتر مربیان تازه‌کار مرتکب می‌شوند، استفاده از دفاع تمام زمین در بازی‌های رده زیر ۱۲ سال است.
خوشبختانه آن روزها گذشته است و من به آن‌ها برنخواهم گشت.
در آن زمان، تنها یک دلیل مشخص و خاص وجود داشت که من آن را اجرا می‌کردم؛ آن هم جواب دادن و نتیجه گرفتن قطعی از آن بود.
آن زمان تیم ما دو بار در هفته، ۱۵ دقیقه از تمرین خودش را صرف کار بر روی دفاع تمام زمین می‌کرد.
تیم در اجرای دفاع تمام زمین ۲-۲-۱ فوق‌العاده بود و و این مزیت به یکی از دلایل اصلی برد در هر بازی تبدیل شده بود.
اما اگر با دانش حال حاضر خود دوباره به آن فصل باز گردم، مجدداً دفاع تمام زمین را استفاده نمی‌کنم.
برای این کار دو دلیل اصلی دارم:
الف) بسکتبال پایه خود به خود خاصیت بی‌نظمی دارد و استفاده از دفاع تمام زمین با توجه به اینکه سرعت و ریتم بازی را افزایش می‌دهد، این بی‌نظمی را بیش از پیش بیشتر می‌کند. ترجیح می‌دهم بازیکنان تجربه بیشتری در بازی یارگیری و دفاع نصف زمین داشته باشند.
ب) مربیان رده پایه نباید وقت ارزشمند تمرین را برای اجرای دفاع تمام زمین در نظر بگیرند. من دیده‌ام که برخی از مربیان نیمی از وقت هر تمرین را به دفاع تمام زمین اختصاص می‌دهند. بهتر است از این وقت برای توسعه مهارت بازیکنان در قالب بازی‌های کوچک شده که برای آینده‌شان مفید خواهد بود، استفاده کنیم.
نکته اساسی: بهتر است در بسکتبال پایه همواره از وقت تمرین برای ارتقا مهارت‌های مهم مانند دفاع یارگیری استفاده شود و از اختصاص دادن زمان‌هایی برای دفاع تمام زمین و یا Zone خودداری شود.

 

۴- گرفتن فرصت‌های موفقیت از تیم خود
این شاید اشتباه عجیبی باشد اما من توانسته‌ام آن را انجام دهم!!!!
برخلاف برخی از مربیان که تیم خود را برای عملکرد بهتر در لیگ و دسته مشخص آماده می‌کردند، من می‌خواستم بچه‌هایم با بهترین‌ها رقابت کنند. و صادقانه بگویم، این یک اشتباه بود؛ زیرا آن‌ها در آن حد نبودند.
اما من لجباز بودم و آن‌ها را برای بازی کردن در بهترین دسته لیگ آماده می‌کردم و حتی زمانی که فرصت ورود به یک دسته پایین‌تر از لیگ را داشتیم و می‌توانستم شانس موفقیت بیشتری را در آن دسته داشته باشیم، اما برای حضور در بهترین دسته لیگ اعلام آمادگی کردیم.
هدف من در آن مقطع و از نظر خودم درست بود. تیم با بازی کردن در برابر حریفانِ بهتر و قدرتمندتر به سرعت در حال پیشرفت بود و از آن جا که توسعه تیم (نه برد) هدف اصلی من برای تیم بود، فکر می‌کردم که کار درستی را انجام می‌دهم.
تیم‌هایی که در ابتدای فصل با ۳۰ امتیاز اختلاف برابرشان شکست می‌خوردیم، در انتهای فصل با تنها ۱۰ امتیاز مقابل‌شان مغلوب می‌شدیم؛ اما در هر صورت شکست می‌خوردیم.
چیزی که من نتوانستم در آن موقع به آن توجه کنم، سن بازیکنان و طرز فکر آن‌ها بود. آن بچه‌های ۹ الی ۱۰ ساله مثل من فکر نمی‌کردند که این کار چقدر می‌تواند برای آینده‌شان مفید و موثر باشد. آن‌ها فقط می‌خواستند سرگرم بازی شوند. آن‌ها نمی‌خواستند در تک تک بازی‌ها شکست بخورند و تحت فشار قرار بگیرند.
شکست با اختلاف ۳۰ امتیاز هرچقدرم که به مرور باعث پیشرفت آن‌ها می‌شد، بر روی آن‌ها تاثیر منفی می‌گذاشت و با حالتی ناراحت‌کننده قصد داشتند از بسکتبال خارج شوند.
نکته اساسی: در حالی که بهتر شدن و پیشرفت مهم است، باید به بازیکنان خود فرصت دهید تا از موفقیت لذت ببرند و آن را به شیرینی تجربه کنند.

 

۵- انجام ندادن بازی های کوچک به اندازه کافی
همان‌طور که بارها در این مطلب اشاره کردم، بازی‌های کوچک (Small-sided games) بهترین راه برای آموزش بسکتبال به بچه‌ها است.
آن‌ها غیرقابل پیش‌بینی و فوق‌العاده سرگرم‌کننده هستند و هر آنچه بازیکنان در آن تجربه می‌کنند به بازی اصلی آن‌ها هم منتقل می‌شود.
در حالی که ما در اولین فصل بازی‌های کوچک زیادی را اجرا کردیم، اما قطعا از آن‌ها به اندازی کافی استفاده نکردیم.
اخیرا من در مطلبی به مربیان پیشنهاد کردم تا حداقل ۲۵ درصد از تمرینات خود را به بازی‌های کوچک اختصاص دهند.
این به این معناست که اگر زمان تمرین ۱ ساعت است، حداقل ۱۵ دقیقه آن بازی بازی‌های کوچک پرداخته شود.
نکته اساسی: بازی‌های کوچک بهترین روش برای آموزش بسکتبال هستند. از آن‌ها حتما استفاده کنید!

 

۶- استفاده از برخی تمرینات وحشتناک
یکی از بزرگترین مشکلاتی که مربیان جدید با آن روبرو هستند این است که متوجه شوند کدام تمرینات را باید برای پیشرفت بهتر بازیکنان خود استفاده کنند.
گرایش بسیاری از مربیان جدید این است که به راحتی از تمریناتی که در زمان بازیکنی استفاده می‌کردند، استفاده کنند. بسته به اینکه مربی قبلی شما جقدر خوب بوده است، این می‌تواند یک کار خوب یا بد باشد.
در مورد من، آن زمان با تعداد زیادی تمرین آشنا نبودم؛ بنابراین گزینه‌های من محدود بود. با نگاهی به گذشته، کاملا متوجه می‌شوم که برخی از تمریناتی که استفاده می‌کردم آن‌ چنان که میخواستم به پیشرفت بازیکنان کمک نکرده است.
از زمان مربیگری در اولین فصلم، زمان زیادی را صرف تحقیق در مورد بهترین تمرینات در رده پایه کردم و به شما هم توصیه می‌کنم این چنین تلاش کنید.
نکته اساسی: از تمریناتی استفاده کنید که واقعا به بهتر شدن بازیکنان کمک می‌کند. به جای استفاده از تمرینات دوران بازیکنی خود، تحقیق کنید و تمرینات مناسب را پیدا کنید!

 

نتیجه‌گیری
اگر مربی با تجربه‌ای هستید، می‌توانم قول بدهم که با بسیاری از اشتباهات من ارتباط برقرار کردید.
اگر مربی مبتدی هستید یا به تازگی کار خود را آغاز کرده‌اید، از اشتباهاتی که من مرتکب شدم بیاموزید تا خودتان مرتکب این اشتباهات نشوید.
برای همه مربیان مهم است که بعد از پایان یک فصل، توان و عملکرد مربیگری خود را ارزیابی کنند و با یافتن نقاط ضعف برای بهتر شدن آن‌ها تلاش کنند.
کمی وقت بگذارید و به این فکر کنید و با پاسخ‌های صادقانه خود را ارزیابی کنید. من این کار را انجام دادم و بسیار زیاد باعث پیشرفتم شده است.
همانطور که مربی افسانه‌ای پت سامیت می‌گوید:
اشتباه را بپذیرید و خود را مسئول بدانید. چگونه می‌توانید پیشرفت کنید اگر هرگز مرتکب اشتباه نشده‌اید؟! – پت سامیت

 

اشتراک گذاری پست